السيد الخميني

36

سر الصلوة (معراج السالكين وصلوة العارفين) (فارسى)

فرمايند مسّ نمىكند ظاهر آن را مگر اهل طهارت ظاهريه ، و باطن آن را مگر اهل طهارت باطنيه ، و سرّ آن را مگر اهل طهارت سرّيّه . پس به نماز اهل باطن نرسد كسى ، مگر آنكه از چشمهء حيات قلبى دست و روى خود را شست‌وشو دهد ، و به فضل آن از سر تا قدم ، و از اول محل ادراك تا منتهاى آلت تحريك رامس كند ، و يكسره پاك و مطهر خود را مهياى كوى دوست كند ؛ و ما پس از اين به طور اجمال بيان صلاة اوليا و اهل معرفت را مىكنيم ، ان شاء اللَّه . و اكنون عنان قلم را منصرف مىكنيم به ذكر نكته‌اى كه براى خاصّه دانستن آن ضرور است ؛ و آن ، آن است كه خداى تبارك و تعالى كه طهور ظاهر و تنظيف قشر و طهارت لباس و بدن را كه متعلق به ادب اهل دنيا و ظاهر است ، اهمال نفرموده و نظافت را از ايمان قرار داده و آداب ظاهره را ، چه راجع به معاشرات و معاملات و چه راجع به آداب ظاهرهء بدن كه قشر انسان است ، و در حقيقت انسانيت هيچ مدخليت ندارد ، و چه راجع به ملابسات بدن كه هيچ مربوط به انسانيت نيست ، از قبيل لباس و مكان و آب و امثال آن ، اهمال نفرموده و طهارت هر يك را يا شرط تحقق يا كمال نماز قرار داده ، ممكن نيست به طهارت قلب و تنظيف باطن و تنزيه آن از قذارات معنويه ، كه فساد آنها با قذارات صوريه طرف نسبت نيست و اسباب هلاك ابدى و ظلمت و كدورت و فشار دائمى است ، و طهارت لباس تقوا كه خير البسه است ، از آلودگى به قذارات تجاوز از حدود ، و طهارت عقل را از آلودگى به قذارات آراء فاسده و عقايد مهلكه ، اهمال فرمايد . بلكه از مراجعه به كتاب الهى و اخبار و آثار انبيا و اوليا عليهم السلام معلوم شود كه اهميت به تطهير قلوب ، از تطهير ظواهر بيشتر داده‌اند ؛ بلكه جميع اعمال و افعال ظاهره ، مقدمهء تطهير قلوب است ، چنانچه تطهير قلوب مقدمهء تكميل آنهاست . فَعَنْ ابي عَبْدِ اللَّه عَلَيْهِ السَّلام فى قَوْلِهِ تَعَالى : « إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ » قالَ : السَّليمُ الّذي يَلْقى رَبَّهُ وَ لَيْسَ فيهِ احَدٌ سِوَاهُ . وَ قالَ : كُلُّ قَلْبٍ فيهِ شَك